اولین برف ...
یادش به خیر ... بچه که بودیم انقدر برف میومد که مدرسه ها تعطیل میشد ،باباها میرفتن روی پشت بوم ها و برف ها رو با پارو میریختن و توی خیابون کپه های بزرگ برف درست میشد ،مامانا هم بساط آش و سوپ و شلغمشون به راه بود و این وسط ما بچه ها هم کلی برف بازی میکردیم و آدم برفی درست میکردیم و خوش میگذروندیم و ... ولی یه وقتایی دلم واسه بچه های الانی خیلی میسوزه ،نه بارون درست و حسابی که شهر رو بشوره و تمیز کنه و نه برف زیادی که بباره و تهرون رو سفیدپوش کنه و آدما رو خوشحال ! فکر کنم خیلی ساله که برف اساسی نیومده !!! از دیروز بارون میومد و گاها با برف مخلوط میشد که میشد حدس زد دیشب شب سردی میشه و امروز میشه برف بازی کرد !!! امروز صبح که بیدار ش...












