کیان خان جانکیان خان جان، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

مینویسم برای قاصدکم !

خرید روز میلاد ...

1391/11/10 23:52
نویسنده : مامان زهرا
685 بازدید
اشتراک گذاری

امروز تولد حضرت محمد (ع) بود روز عید و تعطیل ...

 

اما بابایی از اونجایی که کارش خیلی دیر شده و دیگه خیلی زمان برای تحویلش نداره رفت سرکار !

منم زنگ زدم به زندایی زهرا و گفتم بیاد باهم بریم مانتو آپادانا که حراج کرده تا ببینیم چه خبره !!!

 

خلاصه که من و شما و زندایی زهرا و حسام باهم رفتیم بیرون !

مانتوفروشی که خیلی شلوغ بود ,من هم زنگ زدم و خاله مریم (مامان معین) اومد نگهت داشت تا من بتونم انتخاب کنم ,آخه شما اولش کلی غر زدی ,بعد گرسنه ات شد و بعد هم خوابیدی ...

ماهم که کالسکه نبرده بودیم و دست هامون دیگه داشت خواب میرفت !

باز هم زندایی زهرا کلی کمکم کرد ...

خدا خیرش بده خاله مریم رو وگرنه من نمیتونستم خرید کنم !!!

بعد از اینکه ما خریدهامون رو کردیم خاله مریم و عمو سید رفتن و ما هم تصمیم گرفتیم بریم پرپروک میدون پالیزی و نهار بخوریم !

رفتیم اونجا و اول به شما شیر دادیم و بعد هم خدمه رستوران برات صندلی غذا آوردن و شما رو نشوندیم توی صندلی غذا و ما تونستیم غذامون رو راحت بخوریم ,هرکس هم که از بغل صندلی شما رد میشد لپت رو میکشید ,بس که بانمکی ...

اینم کیان خان در رستوران !

از اونجا هم رفتیم پاساژ اندیشه و خرید کردیم و برای شما هم من یه دست بلوز شلوار خونگی خریدم که روش و پشتش عکس شیر داره !

اینم کیان خان در رستوران !

اینم بلوز شلوارت

جلوش

پشتش

این جوراب ها رو هم مامان جون دیشب برات خریده بود !

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)