نتیجه یک لحظه غفلت ...
خدا کنه همیشه غفلت ها نتیجه ش همینجوری نمکی باشه !
داشتم با آرام جون sms بازی میکردم که حواسم از شما پرت شد !!!
اینم نتیجه ش ،،،

بسته پمپرز رو از توی کشو بیرون کشیده بودی و به تحقیق و تفحص در موردشون مشغول شده بودی !

میخواستی بندازیشون دور گردنت ...

تا زمانی که صدات زدم اصلا متوجه من نشده بودی !!!

بعدش سعی کردی بقیه پمپرزها رو از توی بسته دربیاری !


دیدی با دست که درنمیاد ،سعی کردی بسته رو با دندون پاره کنی ...

چه حالی میده غلت زدن توی پمپرزها !

داری سعی میکنی کش کنار پمپرز رو پاره کنی ...

اصلا ببینم اینا چیه به من میبندن !؟

بذار بازشون کنم ببینم هنوز اندازه م میشن !؟!؟!؟

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نتیجه یک لحظه غفلت ...
