تولد توی ییلاق!
دو روز بعد از برگزاری جشن تولدت رفتیم ییلاق پیش آقا جون و مامان جون ... سر راه هم رفتیم ساوه که کیک بخریم و ببریم که اتفاقا قنادی اونجا هم کیک باب اسفنجی داشت ! ما هم خوشحال شمع و کیک گرفتیم و شما دوباره پای کیک نشستی ... البته اونجا کلی به شما خوش گذشت و یک عالمه باغ گردی داشتی به همراه مامان جون ... اینم کیان خان چریک ... قبل از رفتن کلی توی حیاط ساختمون پیاده روی کردی ... آخ آخ آخ ،خوردی زمین !؟ رفتنه کلی توی ماشین خوابیدی ... اینم کیک باب اسفجی ... نشوندیمت روی میز که با کیک ازت عکس بندازیم که تا غافل شدیم در یک هزارم ثانیه با پات زدی توی کیک ! بعد نشستی پیش آقا جون و مامان جون ،...






