شُکر ،هزار بار شُکر !
این روزا مدام در حال شُکر کردنم ... وقتی جیغ میکشی و مخم سوت میکشه ،میگم :خب ،خدا رو شُکر که لال نیست ! وقتی صدات میزنم و به روی خودت نمیاری و حرص میخورم ،میگم :خب ،خدا رو شُکر که کر نیست ! وقتی چیزی رو که قایم کردم به سرعت ضیدا میکنی و لجم رو درمیاری ،میگم :خب ،خدا رو شُکر چشمهاش میبینه ! وقتی روی پاهام میخوابونمت و با پاهات محکم لگدم میزنی و جای بخیه هام میسوزه ،میگم :خب خدا رو شُکر که میتونه راه بره ! وقتی توی صورتم چنگ میزنی و موهام رو میکشی و از درد اشک توی چشمام جمع میشه ،میگم :خب ،خدا رو شُکر که دستهاش جون دارن ! وقتی کلمه جدیدی رو که تازه یاد گرفتی برای هزارمین بار با صدای بلند با خودت واگویه میکنی و تمرکزم رو به...












