شیطونک !
امروز کلی حوصله ت سر رفته بود ... داشتم آشپزی میکردم و تو رو با باباییت تنها گذاشته بودم که اومدم دیدم باباییتون آی پد به بغل روی تخت دراز کشیدن و شما هم کلا هر کاری که دوست داری میکنی ... سبد رخت چرک رو آورده بودی وسط هال و ... اون تو چی میخوای دقیقا !؟ لباسا و سبد رو جمع کردم و گذاشتم سرجاش و برگشتم سرکارم که با صدای تالاپی افتادن شیی اومدم دیدم بعله ! اون پاهایی هم که سمت چپ بالای عکس دیده میشن دقیقا پاهای پدر گرامیتون هستن ! ...












