اتفاق بد !
امروز که داشتم واسه خاله مریم تلفنی تعریف میکردم یادم اومد تو وبلاگت ننوشتم برات ! توی این یک سال و یک ماهی که مسولیت خطیر نگهداری از شما بر گردن ماست خیلی من و بابایی هوات رو داشتیم و همیشه مواظبت بودیم که خدای نکرده اتفاقی برای شما نیوفته ! کلا توی این یک سال و یک ماه شما اصلا از جایی نیوفتادی ،چون من هیچوقت شما رو تنها روی تخت ،مبل و یا جاهایی که امکان افتادن شما از اونجا وجود داشته نگذاشتم !!! ولی ... عکسهای امروز که رفتیم خونه خاله فری ! جدیدا تا لباس بیرونت رو میپوشم اول میری دم پنجره !!! امروز که داشتم واسه خاله مریم تلفنی تعریف میکردم یادم اومد تو وبلاگت ننوشتم برات ! توی این یک سال و یک ما...












