مامان مریض ،دندون ،پستونک ...
این پست رو نوشتم و گفتم :اول کارامو انجام بدم ،بعد بیام عکس هاش رو آپلود کنم ! کارام که تموم شد و اومدم یکی دو تا عکس آپلود کردم که شما و بابایی اومدین و نشد !!! حدودای ساعت ۱۱ دیدم تبت انگار رفته بالا (کمی داغ بودی قبلش) ،بابایی تبت رو اندازه گرفت و ۳۸.۲ بود ،خیلی نگران شدم ،برات شیاف گذاشتم و پاشویه ت کردم و حدودا نیم ساعت بعد تبت پایین اومد ... حالا هم کنارم خوابیدی و منم همه حواسم به توئه ،امیدوارم از دندون باشه ! از بعد از بیماریت هنوز هم خیاری میخوابیم ،اونم وسط هال ! پس این پست میشه مال دیشب چون الان ساعت ۰۰:۵۷ صبحه ... ............................................................................ الان که دارم مینویس...











