باغ پرندگان ...
دیروز جمعه خیلی حوصله مون سر رفته بود ! بابایی هم از صبح رفت و ساعت ۴-۳ اومد ،شما رو با خودش برد حمام و موهات رو یک کم مرتب کرد ! از حمام که اومدین من گفتم :خیلی حوصله مون سر رفته بریم باغ پرندگان !؟ بابایی هم قبول کرد و رفتیم ! خیلی جای قشنگ و باصفا و خوش آب و هوایی بود ،فقط حیف که ما دیر رفتیم ... رسیدیم اونجا شما خوابیدی و یه ۳-۲ دور دور باغ پرندگان زدیم با ماشین تا شما توی خواب شیرت رو بخوری و بعد هم رفتیم توی پارکینگ و پارک کردیم و از اونجا هم با ون رفتیم بالا به سمت خود باغ ،ما رسیدیم اون بالا دیگه هوا داشت گرگ و میش میشد و وقت زیادی نداشتیم ... بلیط خریدیم و رفتیم تو و همون ابتدا یک آب نما توجه ت رو حسااااااابی به خودش جلب...











