پارک !
دیروز عصر با خاله فری بردیمت پارک ... اما اصلا خوشت نیومد !!! آخه پارک رفتن که برنامه هر روز مائه اما دیروز شما رو تاب و سرسره سوار کردیم و اصلا خوشت نیومد و کلی هم گریه کردی ... این هم سریال تاب سواری شما ... یه نگاه به بچه هایی که منتظر خالی شدن تاب بودن کردی ! و بعله گریه !!! و گوله گوله اشک ... اینم سرسره ! بعد از پشیمون شدن از بازی کردن شما به خوردن سرلاک عصرونه توی پارک بسنده کردیم و برگشتیم خونه ... و اما اتفاقی که دیشب خیلی ناراحتمون کرد !!! اومدیم با بابایی بریم بیرون که زمان نشوندن شما توی صندلی ماشینت دیدم که کمربندهایی که از ماشین به صندلی ماشین متصل هستن باز شدن ... ...







