دندوناتم دراومد و الا میگفتم از دندوناته ... بی قراری هات رو دارم میگم ،یا شایدم تا الان شما زیادی پسر خوبی بودی و مامان عادت نداره !!! به هر حال که این روزا خیلی بی قراری ،همش در حال دویدن و زمین خوردن و غر زدن و گاهی هم جیغ کشیدن ! مضاف بر اینکه هر از گاهی هم یه سر به کابینت های آشپزخونه میزنی که خدای نکرده نکنه مامان کم و کسری داشته باشه ! الان ساعت ۳ صبح روز پنج شنبه است و شما یک روز و شب کلافه کننده رو برای مامان رقم زدی ... همین الان خوابیدی اونم این شکلی ،راستی این متکا سفیده که گلای صورتی و بنفش داره رو از ییلاق آوردیم ،به درخواست من مامان جون داد به شما که روی پای من راحت تر تکون بخوری ! دندوناتم دراومد و الا میگفتم ا...